داشتم فکر میکردم به لحضه ی سال تحویل ...
- خب که چی ؟!
اونم میگذره ... کمتر از یه چشم به هم زدن .... سه تا توپ میترکه .... اون ملودی همیشگی و ....
واسه ما که همینه ... فرقی نمیکنه .... اما
فکر کردم زمین چه حسی داره .... همین کره ای که میچرخه ...دور خودش ، دور خورشید ...
شاید خوشحال باشه که یه دور کامل دیگه رو تموم کرده ... شاید به شماره های آخر نزدیک شده ... شاید هم .....
بعدش فکر کردم این لحظه ی حساس برای اونایی که رفتن چه جوریه ....
و اونایی که عزیزی رو از دست دادن ....
اما از همه ی اینا که بگذریم ....
امسال همه چیز یادم رفت ....( یادم رفت که اینجا بنویسم )
تولد خودم ،تولد عزیزم ،تولد قلب پر از غم ،چهل منبر ،ولنتاین ، چهارشنبه سوری و ....
و همه ی چیزهای نصفه نیمه !
شاید از این به بعد اینجا بیشتر بنویسم ....
در هر صورت دیگه چیزی نمونده .... زمین میخواد بشمره .... شماره ای رو که تا حالا هیچکدوممون نشمردیم ...
عید همتون مبارک .
سلامت باشید .