۶۷ روز گذشت و تو روز تولدت قلب پر از غم سیاه پوشه ....سیاه پوش عزایی که هنوز باورش نداره...
تو مراسم چهل دلم قد هزار تا دریا هزار تا آسمون گرفته بود....از شدت غم میخواست بترکه....سنگ قبرت رو تازه دیدم... شکه شدم ...دلم میخواست تو سکوت اونجا یک ساعت بشینم ....
یاد حرفها و بغضهای ایمان....چشمای اشکبارش....ناله های خاله داغونم میکنه..
خاطرات روزهایی رو که بودی مرور میکنم ....اونقدر جلو چشام واضح میای که تصور نبودنت هم واسم محاله ....
مواظب عشق صورتی من باش.
تولدت مبارک.