حتی قدیمی ها هم کفایت نمی کنه..... یه عالمه شعر و دلتنگی منو دوباره من نمیکنه......
خیس شدم.......لرزیدم.....یخ زدم.........اما هرگز برنگشتم.....
« آخه نشد.... »
به همین سادگی تموم شد......گم شدیم.......من . تو . ما ......
حتی نپرسیدیم از هم........زمزمه های لجوج دست از سرمون برنداشتن.......هیچکدوم کوتاه نیومدیم......واقعا ارزشش رو داشت......؟؟؟؟.....
« شعار میدی....»
مثلثی که از هم پاشید چه بی صدا گم شد تو برگریزون پاییز........تو همین پاییزی که یه دنیا حرف داشت.....اما نه واسه مایی که گوشامونو سخت گرفته بودیم که نشنویم.....
باید پیک پاییزی رو با خبرهای بهاری بشنویم......
طومار رو از نو وا کن !
آزاده بانو به سلامت باد !!!
.........................................